X
تبلیغات
مشق طنازی

مشق طنازی
تمرین عشق ورزی
خدایا من دیرگاهی نیست که بندگی آموخته ام ...

ولی تو سالهاست که خدایی میکنی....

مرا به حال خود مگذار...

پر از تنهایی های هولناکم ...

می گوید «نمیخوانم» و من بیشتر و بیشتر می ترسم....

من از این دنیای هولناک میترسم

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 11:33 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
بهار آغاز شد

مثل همیشه

بهار را دوست دارم چون تو را دوست دارم

تو مرا با بهار آشتی دادی

و بهار یعنی زایش و رویش

در من عشق زاییدی و روییدی

دوستت دارم و بهار را چون تو را .....



بهارت مبارک

بهارتان گرامی

[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 12:2 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
روزهای آخر سال 92 ....

باید شاکر باشیم برای روزهای خوب

باید شاکر باشیم برای تمام داده ها و نداده ها

برای اتفاقهایی که حکمتشان را فهمیدیم و نفهمیدیم

باید شاکر باشیم که خدایی مهربان داریم

سال 92 سال خوبی بود... با بدیهای خودش... مثل همه ی سالهای رفته و مانده

کاش کمی مهربان تر باشیم در فرصت باقی

کمی صبور تر

کمی آرام تر

کمی عاشق تر

کاش به خودمان فرصتهای بهتری بدهیم

کاش خودمان را به جاهای خوب تری ببریم

کاش نگاهمان زیباتر شود

کاش افکارمان بازتر شود

کاش....

خداوندا به من آن ده که آن به!!!!!

سال نو مبارک

[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ 12:2 ] [ نانا و ني ني ] [ ]

نمیدونستم عاشقی اینقدر سخته
نمیدونستم دوست داشتن این همه فرمول و قرار و قانون داره
من ساده عشق ورزیدم
من ساده عاشق شدم
من ساده دلباختم
صدامو هیچ زمینی ای نمیشنوه

چرا اینهمه رنج را باید تحمل کرد

جایی خوندم همه به خاطر احساس انسانی سعی میکنن عاشق بشن

ولی عاشقی یه اسارته

و آدمی به خاطر آدم بودن سعی در رهایی داره

و اینه که وقتی عاشق میشی سعی میکنی رها بشی....

شاید من و تو میخوایم رها بشیم....

چقدر این حرف برام ترسناکه....

[ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ] [ 10:29 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
روزهای سختی و بی پولی را

باید نوشت

یا

باید گذاشت تا بگذره

و برای همیشه از یادمون بره....؟؟؟



کاش اونقدری پول داشتم که برای صد و چهل هزارتومن دوتایی غصه نخوریم....

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 18:25 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
چه نزدیک و دوریم

دلهای نزدیک

راههای دور....

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 18:22 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
داریم توی خونمون یه سری تعمیرات میکنیم....

[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 17:34 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
کسی نمیتواند تو را به من صدقه بدهد

من حقم را خودم میگیرم

با چنگ و دندان

مثل یک شیر ماده

اگر تو شیر نر هستی - منم ماده شیری در بیشه زارم.....

[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 12:14 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
یک ماه گذشت

چقدر سخته بی مخاطب نوشتن

چقدر سخته هیچکس نه تو رو بخونه نه دلش برات تنگ بشه

سخته ولی غیرممکن نیست

بازم سخت جانی میکنم

باز هم مینویسم

روزهای سختی را می گذرانیم...

و من هرروز بیشتر و بیشتر به این فکر میکنم چرا این سختی را انتخاب کرده ام....؟؟؟

[ دوشنبه سی ام دی 1392 ] [ 10:26 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
یلدا دور از تو ؟؟؟؟

بلندترین شب دوری...

و دیگر هیچ....



آخرین شب پاییز است

من متولد پاییزم 

پاییز را دوست دارم

و پاییز فصل من است

هرچند که خودم بهارم ، سبزم ، شادم ، پر و لبریزم....

امشب به احترام آخرین شب پاییز

به احترام دوری از چشمانت

به احترام آن شکوهی که در نگاه و صدایت هست

به احترام بودنهای بی بدیلمان

به احترام حضور خاموش اما همیشگیت

امشب به احترام تمام قداست عشق

به احترام همه داشته هایمان

یلدایی زیباست....

هنوز دوستت دارم و قلبم برایت میتپد....

[ شنبه سی ام آذر 1392 ] [ 19:11 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
دوست دارم بخوانم و بخوانم و بخوانم

تا جایی که پر شوم از کلمه

تا شاید

آن وقت

وقت بگذاری

و بنشینی

و مرا بخوانی....

[ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 ] [ 10:59 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
برعکس چهارشنبه قبل یه کمی بداخلاقم....

دیشب خیلی دیر وقت رفتم به رختخواب و ... نانا منتظرم نمونده بود و خواب.....

و من بی تو خوابم نمیبره.....

امروز صبح اول وقت نوبت دندونپزشکی داشتم....

دندونپزشکی خیلی ازم انرژی میگیره...

خودم به خاطر ... بی انرژی هستم...

این میشه یه چهارشنبه بی انرژی و بداخلاق...

ولی یادم نمیره که من چهارشنبه ها را دوست دارم....

[ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 ] [ 9:48 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
یه جایی دیدم (تو یه وبلاگ) که یکی برای تبلتش خودش یه کیف بافته بود...

خیلی خوشم اومد

منم تبلتم رو خیلی دوست دارم (صرفا چون تو برای گرفتیش)

و من امروز برای تبلتم با چرم مصنوعی یه کیف خوشگل درست کردم....

تصمیم دارم برای گوشیم هم درست بکنم...

امروز روز خوبی بود...

[ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 ] [ 17:46 ] [ نانا و ني ني ] [ ]


یا فتاح میگویم برای حل شدن مشکلات...

یا فتاح میگویم برای غوغایی که در درونم برپاست و به روی خودم نمی آورم....

یا فتاح میگویم برای اینکه کلید بشود بر تمام مشکلاتمان ....

یا فتاح میگویم....

یا فتاح

[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 18:38 ] [ نانا و ني ني ] [ ]

امروز یه روز شلوغ بود...

[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 18:36 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
بعد از جمعه پر از هیاهو و شلوغی و دلتنگی

امروز قصد دارم حسابی کار کنم .... باید کارهام به روز بشه ... کارهای عقب مانده را تمام کنم....

امروز روز، کار هست....

[ شنبه نهم آذر 1392 ] [ 11:12 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
امروز برای من روز کاردستی خواهد بود....

برای بعدازظهر کلی کاغذ و مقوا و ربان های رنگی آماده میکنم

قصد دارم برای خودم کارتهای کوچک رنگی رنگی درست کنم

قصد دارم برای خودم یه عالمه حرفهای قشنگ بنویسم

قصد دارم پر از رنگ و شعر و شور بشوم

[ پنجشنبه هفتم آذر 1392 ] [ 9:24 ] [ نانا و ني ني ] [ ]

درسته که به روایتی سادات چهارشنبه ها اخلاق ندارند

و منم نباید توی این روز اخلاق درست حسابی داشته باشم

ولی من یه طور عجیبی چهارشنبه ها را دوست دارم ....

هی دلم آهنگ «فردا تو می آیی » را میخواد....


پ ن: هوشمند عقیلی - مشب دلم میخواد تا فردا می بنوشم من زیبا ترین جامه هایم را بپوشم من با شوق بی حد باغچه هامان را صفا دادم امشب تا میشد گل توی گلدونها جا ...

[ چهارشنبه ششم آذر 1392 ] [ 11:20 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
کی گفته از بعد از ظهر نمیشه ... یه کارهای بنیادین انجام داد

امروز بعد از ظهر

در یک حرکت بسیار انقلابی

تمام کارهایی رو که قبول کرده بودم و روزهای زیادی را براشون وقت گذاشته بودم

و دیگه نه می تونستم تمامشون کنم (چون دیگه واقعا از دانش و مهارتم خارج بود)

و نه دلم میومد رهاشون کنم (چون واقعا براشون وقت گذاشته بودم)

به صاحباشون برگردوندم

و خودم را از یه عالمه استرس و فکرای ناراحت رها کردم

من الان کلی انرژی دارم

وقت دارم

و میتونم کارهای جدیدتر و بهتر انجام بدم

هورا به خودم

این بعدازظهر به نام خودم ثبت میشه

با یه حرکت عالی.....

[ سه شنبه پنجم آذر 1392 ] [ 17:26 ] [ نانا و ني ني ] [ ]

من لاک زدن رو خیلی دوست دارم 

لاک های رنگی رنگی - براق - مات - شاد ....

ولی به خاطر مشکلات نماز خوندن و ... زیاد نمیتونم لاک بزنم

ولی امروز دوست دارم ، روز لاک باشه....


لاک خوشرنگ ... روزت مبارک

[ سه شنبه پنجم آذر 1392 ] [ 9:20 ] [ نانا و ني ني ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خرداد، همان ماهيست كه مرا از پيله تنهايي ام به در آوردي و از من پروانه اي ساختي با توانايي پرواز. حالا كه من و تو ، شبیه هیچکس نیستم ،‌مشق طنازی می کنم ، برای کسی که دوستش دارم و مي دانم كه دوستم دارد....
امروز مطمئنم گیاهان زیادی از عشق و ایمان در درونم در حال رشد و نمو است! گیاهانی که به دست توانای تو کاشته شده و با عشق به تو آبیاری میشوند....
اين هديه پنجمين سالگرد عاشق شدنمان به ماست تا حرفهايي ناگفته بين ما باقي نماند...
تنها چيزي كه در درونم سنگيني ميكند اندوه اين است كه، اين شادي در دل من ،‌ غمي باشد بر دل ديگري.....